ندای فطرت
 
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ».[1] 
هنگامی كه پروردگار ابراهیم، او را به اموری آزمود، و او آنها را تمام كرد، پروردگار به او فرمود تو را پیشوای مردم ساختم، ابراهیم گفت: از ذریه من نیز كسی امام خواهد شد؟ پروردگار فرمود عهد من (امامت) نصیب ظالمان نمی‎شود.
از این آیه شریفه استفاده می‎شود كه ابراهیم ـ علیه السلام ـ در آغاز فقط منصب نبوت را داشت، ‌یعنی مأمور تبلیغ و ارشاد، و تبشیر و انذار مردم بود، سپس منصب امامت نیز به او اعطا گردید،‌یعنی مأموریت یافت كه حكومتی دینی تشكیل داده، و رهبری سیاسی و اجرایی جامعه را نیز عهده‎دار شود. در این هنگام، در مورد ذریه خود از منصب امامت پرسید، و خداوند به او پاسخ داد كه ستمگران از آن محروم خواهند بود، یعنی منصب امامت مخصوص آن دسته از ذریه ابراهیم ـ علیه السلام ـ است كه ستمگر نباشند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط علی قربانی

لزوم عصمت امام را از برخی آیات قرآن نیز می‎توان استنباط كرد:

آیه : 
«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ».[1] 
از خدا، رسول خدا و پیشوایان خود اطاعت كنید.
در این آیه، اطاعت از «اُولِی الاَمرْ» بسان اطاعت از پیامبر خدا واجب گردیده است، بدیهی است اطاعت بی‎قید و شرط از كسی در صورتی جایز و واجب است، كه احتمال خطا و لغزش در مورد او راه نداشته باشد؛ زیرا درغیر اینصورت چه بسا اطاعت از او به معصیت و نافرمانی خدا بیانجامد،‌كه حرام و ناپسند است، و هرگز خداوند گناه را نمی‎پسندد و انجام آن را بر كسی روانمی‎دارد.
دلالت این آیه بر عصمت «اُولِی الْاَمر» (امامان) جای تردید نیست،‌تا آن‌جا كه فخرالدین رازی كه از علمای اهل سنت است نیز آن را پذیرفته و چنین گفته است:
1. خداوند به طور قطع به اطاعت «اولی الامر» حكم كرده است.
2. خداوند هر كس را به طور قطع واجب الاطاعه بداند، ‌معصوم است.
3. نتیجه این كه: اولی الامر معصومند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط علی قربانی
مسؤولیت حفظ دین از خطر تحریف و تغییر، برعهده امام است، چنان‌كه او عهده‎دار هدایت دینی افراد نیز می‎باشد. بدیهی است انجام این دو مسؤولیت و تحقق بخشیدن به این دو آرمان دینی، در گرو مصونیت امام از خطا و انحراف است، به خصوص كه هدایتگری در سخن و گفتار خلاصه نمی‎شود، بلكه تأثیر عمل امام در جهت دادن به رفتار جامعه، به مراتب بیشتر از گفتار او است. به همین دلیل، باید امام در فهم و بیان احكام دینی و نیز در عمل به آن‎ها، مصون از خطا و لغزش باشد تا پیروان خود را به طور صحیح هدایت كند. بدیهی است اصل عقلی مزبور در مورد سومین مرتبه از عصمت ـ یعنی عصمت از خطا در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی ـ نیز جاری است.
آیه یاد شده در زیر نیز ناظر به همین اصل عقلی است. می‎فرماید:
«أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لایَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ».[1]
آیا كسی كه (خود حق را یافته و) به سوی حق هدایت می‎كند سزاوارتر است كه از او پیروی شود، یا كسی كه تا هدایت نشود، هدایت را نمی‎شناسد، چگونه داوری می‎كنید؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389 توسط علی قربانی
كلمه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن به كار رفته كه هفت بار آن به صورت مفرد آمده و پنج بار به شكل جمع؛ بهر جهت این واژه در قرآن در معانی زیر به كار رفته است:
1. لوح محفوظ (1 بار)؛ «وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» (1). 
«و هر چیزی را در كارنامه‎ای روشن برشمردیم».
2. جاده و راه (1 بار)؛ «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ» (2). 
«و آن دو (شهر، اكنون) بر سر راهی آشكار است».
3. تورات یا كتاب و پیشوا (2 بار)؛ «وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً» (3). 
«پیش از وی (نیز) كتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است».
4. پیشوایان الهی و صالح (5 بار)؛ «قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» (4). 
«فرمود: من تو را پیشوای مردم قراردادم».
«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» (5). 
«و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‎كردند».
5. پیشوایان كفر و ضلالت (2 بار)؛ «فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْكُفْرِ» (6). 
«پس با پیشوایان كفر بجنگید».
6. مفهوم جامعی كه پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل می‎شود (1 مورد)؛ «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (7). 

«یاد كن روزی را كه هر گروهی را با پیشوایان فرا می‎خوانیم».



منابع :

1- یس/ 12 

2 - حجر/ 79

3- احقاف/ 12، هود/ 17

4-بقره/ 124

5- انبیاء/ 73، فرقان/ 74، قصص/ 50، سجده/ 24

6- توبه/ 12 و قصص/ 41

7- اسراء/ 71





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1389 توسط علی قربانی
DESIGN BY NOOR